اين دولت عربي از وجود دو متكلم برجسته برخوردار شد. اولي موٴيد بالله بود كه كتاب الانتصار را نوشت و آن اثري است برجسته در باب كلام و فقه زيدي. دومي، يعني يافعي بيشتر عمرش را در حرمين شريفين گذراند؛ او شافعي مذهب و از ستايندگان بزرگ اشعري (دهم ـ 1) بود. بااينهمه، تحت تأثير ابن عربي (سيزدهم ـ 1) بيش از پيش به تصوف گراييد. او مواعظ و آثار فراواني داشت و از حدود 1318م/718 ه ق تا هنگام مرگش در 1367م/769 ه ق برجستهترين رهبر فكري يمن بود.
2. مماليك. بزرگترين گروه محققان اسلامي اين عصر در قلمرو مماليك مصر و شام برآمدند.
بحث جداگانه دربارهٴ محققان هر يك از اين دو كشور ناممكن است، چون بسياري از محققان كار خود را از مصر آغاز كردند و در شام به اتمام رساندند، يا برعكس؛ و گاه بارها در شهرهاي بزرگ در رفت و آمد بودند، از قبيل دمشق، بيتالمقدس و قاهره كه در آن هنگام مراكز فعال تفكر اسلامي و مهد علم و هنر بودند.
تعدادمحققاني كه با حمايت مماليك برآمدند چندان است كه ميتوان آنان را به گروههاي كوچكتر تقسيم كرد و طبيعيترين راه اين تقسيم بر حسب مذاهبي است كه بدان تعلق داشتند (درست همان كاري كه در مورد مسيحيان كرديم. از قبيل دومينيكيان، فرانسيسيان و غيره). نخست از شافعيان، سپس از حنبليان و سرانجام از چند تن ديگر سخن خواهيم گفت.
مذهب شافعي در نيمهٴ اول سدهٴ نهم در مصر پديد آمد (نك مقدمه ج 1، ص 543) و هرگز جاذبهٴ خود را در ميان مردم آن كشور از دست نداد، تا امروز به صورت يكي از مذاهب عمدهٴ مصر باقي ماند و مقبرهٴ امام محمد شافعي (نهم ـ 1) بيش از هفت قرن در قاهره مورد احترام مردم بوده است. مذهب شافعي به خاطر التقاطگرايي و اعتدال نسبياش درخور اعتناست.
دست كم شش تن از رهبران فكري به مذهب شافعي تعلق داشتند. ابن جماعه به خاطر كتابش در باب حكومت و نظريهٴ قانون اساسي درخور ذكر است،1 زيرا اين موضوعي است كه با